شمس الدين محمد بن محمود آملي
269
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و قوت و منفعت . كفش زن بود و كنيزك و خدمتكار و مال نيز باشد از جهت زنان . نعلين سفر باشد و زن و كنيزك و جملگى چيزهاى پوشيدنى چون كهنه باشد غم و انديشه بود و درويشى آرد الا موزه كه مستعمل آن بهتر از نو باشد . فصل دوازدهم در خوابهاى بديع گويند منوچهر بخواب ديد كه تاجى بر سر داشت و آن تاجرا يكصد و بيست گنگره بود و از چهار انگشت او چهار جوى آب ميرفت احبار عصر او تعبير كردند كه يكصد و بيست سال پادشاهى كند و حكماى بزرگ در عهد او پديد آيد هم چنان بود . چه موسى عليه السّلام نيز در عهد او ظاهر شد گويند نوشيروان بخواب ديد كه از جام زرين شراب مىخورد و خوكى با او زبان در آن جام ميكرد از ابوزرجمهر پرسيد او گفت بفرما كه تا همه زنان كه در شبستان تواند برهنه پيش تو رقص كنند همچنان كرد يكى از ايشان در برهنه شدن تعلل ميكرد سريه در حمايت او مبالغه مينمود چون بالزامش برهنه كردند مردى بود بوزرجمهر گفت جام زرين اين سريه است و خوك اين مرد كه خيانت مىكرد . از ابو الفضل يعقوب بن اسحق نقل است كه گفت : مدتى از عمل بازمانده در خانه نشسته بودم و دخل بواجب جماعت خاصه كه در ايام عمل داشتم وفا نميكرد كاتب را فرمودم تا اسامى ايشان را در وقتى نوشت و پيش من آورد من در آن تأمل ميكردم و بر نام هر كه از او گزير بود خط ميكشيدم و آن ورق را در زير نهالى نهادم و بخفتم در خواب ديدم كه جمعى پشتباره در پشت بسته از سراى من بيرون رفتند از ايشان پرسيدم شما چه كسانيد گفتند ما آنهائيم كه قلم بر اجراى ما نهادى روزى خود را بر داشته ميرويم من از آنخواب در آمدم دانستم كه انديشه من خطا بود و رازق همه حقست جل و علا